(`'•.¸ღغروب آرزوهاღ ¸.• '´)
.(¯´زندگی سخت غریبی است بیا برگردیم اندکی فاصله داریم همین کافی نیست´¯)
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنم ساده ا ست کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد، اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم دریای پر سخاوت چشمانت چه ساده و بی ریا مروارید های عشق را به ساحل نگاهم ارزانی داشتند و من صداقت نگاهم و یک سبد پر از گلهای اطلسی را پیش کش چشمانت کردم آن روز در طلوع قشنگ آرزوهایم غروب سرد رویاهایم را ندیدم . چرا درخشش چشمانت این را به من نگفت که جاده عشق تو روزی به بن بست خواهد رسید و در این کوره راه من خواهم ماند و خاطراتی از هم گسسته « خاطره ای مثل ابر . خاطره ای مثل مه» _(¯`·._ غم _.·´¯)_ . پرسیدم چیستی؟ گفت:غم فکر کردم غم عروسکی است که میتوانم تا پایان عمر با آن بازی کنم اما... اما بعدها فهمیدم عروسکی هستم که بازیچه غم شده ام... من پشیمان نیستم در خیابانهای سرد شب من پشیمان نیستم چقدر از روز هاي شاد فاصــــله گـــــرفتي و رفتي
تند وتند نـامه نوشتي که مي خوايي بــــري که رفتي
همه ي قهقهه هــــامو با خـــــودت بــــــار زدي بردي
اون نگاه التـــــما س و نــــــديدي پــــــــــر زدي رفتي
حالا مونده چـــــــند تا عـــــکس پاره پاره تـــــو یقلبم
اين نشوني دلامون واسه تو مــهم نبود،گذاشتي رفتي
نمي دونم که بايد چي کار کنم از بــــــــي کسي تنهام
بغض احساس و شــــــــــکستم که بگم چـــرا تو رفتي؟
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویاها
خداحافظ تا بدونیم بی تو با تو ، همینه رسم این دنیا
خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ همین حالا......

![]()
![]()


من به این تسلیم می اندیشم
این تسلیم درد آلود
من صلیب سرنوشتم را
بر فراز قتلگاه خویش بوسیدم
جفت ها پیوسته با تردید
یکدیگر را ترک می گویند
در خیابانهای سرد شب
جز خداحافظ خداحافظ صدائی نیست
قلب من گوئی در آنسوی زمان جاریست
زندگی قلب مرا تکرار خواهد کرد
| Design By : Night Skin |

